میگرن یک اختلال نورولوژیک شایع و ناتوانکننده است که عوامل تغذیهای مختلفی در بروز یا تشدید آن نقش دارند. قهوه و کافئین، بهعنوان ترکیبات پرمصرف جهانی، از جمله عوامل مورد توجه در مطالعات میگرن هستند. این مقاله با تکیه بر مقالات علمی معتبر و مطالعات اپیدمیولوژیک، کارآزماییهای بالینی و مرورهای سیستماتیک، به بررسی ارتباط مصرف قهوه و میگرن میپردازد.
میگرن با سردردهای ضرباندار، تهوع، حساسیت به نور و صدا شناخته میشود. کافئین، ماده فعال اصلی قهوه، اثرات پیچیدهای بر سیستم عصبی مرکزی دارد و میتواند هم بهعنوان عامل محرک و هم بهعنوان عامل تسکیندهنده در میگرن عمل کند. این دوگانگی باعث شده است که نقش قهوه در میگرن مورد بحث علمی گستردهای قرار گیرد.
کافئین از طریق مهار گیرندههای آدنوزین (A1 و A2A) باعث انقباض عروق مغزی میشود. از آنجا که اتساع عروق مغزی یکی از مکانیسمهای مطرح در حملات میگرنی است، این اثر میتواند به کاهش درد کمک کند. از سوی دیگر، مصرف مزمن کافئین منجر به افزایش حساسیت گیرندههای آدنوزین میشود و قطع ناگهانی آن میتواند باعث اتساع عروقی و بروز سردرد، از جمله سردردهای شبیه میگرن، شود.
قهوه بهعنوان عامل محرک میگرن
مطالعات مشاهدهای نشان دادهاند که مصرف زیاد یا نامنظم قهوه میتواند در برخی بیماران بهعنوان عامل محرک حملات میگرنی عمل کند. مطالعهای در American Journal of Medicine گزارش کرد که مصرف بیش از ۳ واحد نوشیدنی کافئیندار در روز با افزایش احتمال بروز حمله میگرنی در ۲۴ ساعت بعد مرتبط است، بهویژه در افرادی که بهطور معمول مصرف کافئین پایینی دارند.

قهوه و اثرات تسکیندهنده
در مقابل، شواهد بالینی نشان میدهد که دوزهای کم تا متوسط کافئین میتوانند اثر ضد درد داشته باشند. به همین دلیل، کافئین بهعنوان جزء کمکی در برخی داروهای ضد میگرن (مانند ترکیبات حاوی استامینوفن یا ارگوتامین) استفاده میشود. مرور سیستماتیک منتشرشده در The Journal of Headache and Pain نشان داد که کافئین میتواند اثربخشی مسکنها را در درمان حملات حاد میگرن افزایش دهد.
قطع مصرف کافئین و میگرن
یکی از ارتباطات مستند بین قهوه و میگرن، سردرد ناشی از قطع کافئین است. بر اساس معیارهای International Classification of Headache Disorders ، سردرد ناشی از قطع کافئین میتواند در افراد مبتلا به میگرن شدیدتر و طولانیتر باشد. این موضوع اهمیت ثبات در میزان مصرف روزانه قهوه را برجسته میکند.
مطالعات جمعیتی نتایج متناقضی ارائه دادهاند. برخی مطالعات مصرف منظم و متوسط قهوه را با کاهش شیوع میگرن مرتبط دانستهاند، در حالی که برخی دیگر رابطه معناداری نیافتهاند. این اختلاف نتایج احتمالاً به تفاوتهای فردی، ژنتیک، الگوی مصرف و همزمانی سایر عوامل سبک زندگی مربوط است.
در پایان لازم به ذکر است بر اساس شواهد علمی معتبر، ارتباط مصرف قهوه و میگرن رابطهای خطی و ساده نیست، بلکه وابسته به دوز، الگوی مصرف و ویژگیهای فردی است. مصرف منظم و متوسط قهوه ممکن است در برخی بیماران بیاثر یا حتی مفید باشد، در حالی که مصرف زیاد، نامنظم یا قطع ناگهانی آن میتواند محرک حملات میگرنی باشد. بنابراین، توصیههای بالینی باید فردمحور بوده و بر پایش پاسخ هر بیمار به کافئین استوار باشد.